کاربر امروز خسته نیست، بیحوصله است. این دو با هم فرق دارند. کاربر خسته شاید کمی تحمل کند، اما کاربر بیحوصله حتی منتظر توضیح هم نمیماند. او وارد سایت میشود، نگاه میکند، تصمیم میگیرد و میرود. همه اینها معمولاً قبل از اینکه شما حتی فرصت معرفی خودتان را پیدا کنید.
این همان جایی است که طراحی سایت یا شما را نجات میدهد، یا بدون هیچ اخطاری نابود میکند.
مطلب مرتبط:طراحی سایت در تبریز
کاربر بیحوصله کیست و چرا خطرناک است؟
کاربر بیحوصله آدم بدی نیست. فقط انتخابهای زیادی دارد.
او در گوگل تنها نیست. دهها سایت مشابه شما فقط یک اسکرول با او فاصله دارند. بنابراین ذهنش بهطور ناخودآگاه میگوید:
«یا سریع قانعم کن، یا میرم.»
مشکل اینجاست که بیشتر سایتها هنوز برای کاربر صبور ده سال پیش طراحی میشوند؛ کاربری که حاضر بود بخواند، بگردد و کشف کند. این کاربر دیگر وجود ندارد.
قانون ۵ ثانیه واقعاً یعنی چه؟
وقتی میگوییم کاربر در ۵ ثانیه اول قضاوت میکند، منظور این نیست که دقیقاً کرنومتر دستش است. منظور این است که مغز او خیلی سریع به سه سؤال پاسخ میدهد:
این سایت درباره چیست؟
اگر کاربر مجبور شود فکر کند، یعنی باختهاید. پیام باید فوری، واضح و بدون توضیح اضافه منتقل شود.
آیا به نظر قابل اعتماد میآید؟
اعتماد قبل از محتوا ساخته میشود. فونت، رنگ، فاصلهها، نظم و حتی کیفیت عکسها روی این قضاوت اثر میگذارند.
آیا ارزش ماندن دارد؟
کاربر دنبال زیبایی نیست؛ دنبال فایده سریع است. اگر حس کند این سایت قرار است وقتش را تلف کند، میرود.
این سه قضاوت، معمولاً قبل از اسکرول، قبل از کلیک و قبل از خواندن اتفاق میافتند.
اشتباه مرگبار: تلاش برای توضیح همهچیز در همان اول
خیلی از سایتها فکر میکنند باید در صفحه اول:
-
همه خدمات را معرفی کنند
-
داستان برند را بگویند
-
مزیت رقابتی را توضیح دهند
نتیجه چه میشود؟
کاربر با یک دیوار متن، تیترهای مبهم و پیامهای پراکنده مواجه میشود و تصمیم میگیرد نماند.
در ۵ ثانیه اول، شما قرار نیست متقاعد کنید؛ فقط باید واضح باشید.
طراحی سایت یعنی مدیریت توجه، نه تزئین صفحه
در این بازه کوتاه، طراحی سایت نقش مترجم را دارد. قرار نیست کاربر را شگفتزده کند؛ قرار است ذهنش را آرام کند. سایتهایی که در همان نگاه اول شلوغ، پرهیجان یا بیشازحد خلاقاند، معمولاً کاربر بیحوصله را فراری میدهند.
طراحی خوب در ۵ ثانیه اول:
-
مسیر دید کاربر را کنترل میکند
-
پیام اصلی را فریاد نمیزند، اما پنهان هم نمیکند
-
انتخاب را برای کاربر ساده میکند
چرا بیشتر سایتها در همان ۵ ثانیه شکست میخورند؟
چون از زاویه خودشان طراحی شدهاند، نه از زاویه کاربر.
صاحب سایت میداند این صفحه چیست، طراح میداند این المان چرا اینجاست، اما کاربر هیچکدام را نمیداند و قرار هم نیست بداند.
اگر سایت شما نیاز به توضیح دارد، یعنی طراحی شکست خورده است.
۵ ثانیه اول، زمان معرفی نیست؛ زمان تصمیمگیری کاربر است.
یا میماند، یا میرود. وسطی وجود ندارد.
اگر در این چند ثانیه:
-
پیام واضح نباشد
-
حس اعتماد شکل نگیرد
-
مسیر بعدی مشخص نباشد
کاربر بدون هیچ احساس گناهی سایت را ترک میکند.
کاربر در ۵ ثانیه اول دقیقاً به چه چیزهایی نگاه میکند؟
کاربر وقتی وارد سایت میشود، مثل کسی نیست که کتاب باز کرده باشد. او دنبال معنا میگردد، نه متن. چشم و مغز با هم کار میکنند تا خیلی سریع تصمیم بگیرند این صفحه ارزش ادامهدادن دارد یا نه.
اولین چیزی که کاربر میبیند، نه متن است و نه دکمه؛ کلیت صفحه است. یعنی نظم یا بینظمی، خلوت یا شلوغی، و حس کلی فضا. اگر این تصویر کلی آشفته باشد، کاربر حتی وارد مرحله بعدی هم نمیشود.
ترتیب نگاه چشم کاربر (Visual Hierarchy واقعی)
برخلاف تصور رایج، کاربر از بالا به پایین نمیخواند. نگاه او معمولاً این مسیر را طی میکند:
نقطه کانونی اصلی
این معمولاً بزرگترین یا پرکنتراستترین المان صفحه است. تیتر اصلی، تصویر هدر یا یک پیام مرکزی. اگر این نقطه نتواند سریع بگوید «اینجا کجاست»، کاربر گیج میشود.
تیتر یا جمله توضیحدهنده
بعد از دیدن نقطه کانونی، مغز دنبال تأیید میگردد. یعنی میخواهد مطمئن شود برداشت اولیهاش درست بوده. اگر تیتر مبهم یا شعاری باشد، این تأیید اتفاق نمیافتد.
نشانههای اعتماد
لوگو، حس حرفهای فونت، فاصلهها، رنگها و حتی کیفیت عکسها در همین چند ثانیه بررسی میشوند. کاربر بهصورت ناخودآگاه میپرسد: «این سایت واقعی و قابل اعتماد است یا نه؟»
مسیر بعدی
در نهایت چشم دنبال این میگردد که «حالا باید چکار کنم؟» اگر مسیر بعدی مشخص نباشد، حتی سایت خوب هم کاربر را از دست میدهد.
اشتباه رایج: فکر میکنیم کاربر متن را میخواند
بیشتر کاربران در ۵ ثانیه اول:
-
متن را نمیخوانند
-
پاراگرافها را نمیبینند
-
جزئیات را پردازش نمیکنند
آنها فقط تیترها، اندازهها، فاصلهها و تضادها را میبینند. اگر پیام اصلی در این اسکن سریع منتقل نشود، محتوای عالی شما هرگز خوانده نمیشود.
نقش تیتر اصلی در قضاوت ۵ ثانیهای
تیتر اصلی مهمترین عنصر صفحه است، اما نه به این دلیل که زیباست. به این دلیل که باید ابهام را حذف کند.
تیتر خوب در ۵ ثانیه اول:
-
مشخص میکند سایت دقیقاً چه کاری میکند
-
مخاطب را واضح خطاب قرار میدهد
-
از کلمات عمومی و مبهم فرار میکند
تیترهایی که شبیه شعارند، معمولاً شکست میخورند چون مغز کاربر نمیتواند آنها را سریع ترجمه کند.
تصویر هدر؛ کمک یا مانع؟
تصویر هدر اگر صرفاً تزئینی باشد، کاربر را عقب میاندازد. اما اگر:
-
مرتبط با موضوع باشد
-
پیام را تقویت کند
-
شلوغ و استوک نباشد
میتواند قضاوت اولیه را به نفع شما تغییر دهد.
کاربر بیحوصله حوصله رمزگشایی تصویر را ندارد. اگر تصویر نیاز به توضیح دارد، یعنی انتخاب بدی بوده.
چرا شلوغی در ۵ ثانیه اول کشنده است؟
هر المان اضافی، یک تصمیم اضافی به مغز تحمیل میکند. مغز کاربر بیحوصله از تصمیم بیزار است. اگر مجبور شود:
-
انتخاب کند
-
حدس بزند
-
یا فکر کند
راه سادهتر را انتخاب میکند: خروج.
در ۵ ثانیه اول:
-
کاربر نمیخواند، اسکن میکند
-
دنبال توضیح نیست، دنبال قطع ابهام است
-
زیبایی را دوست دارد، اما وضوح را ترجیح میدهد
اگر طراحی شما با این واقعیت هماهنگ نباشد، حتی بهترین محتوا هم دیده نمیشود.
کاربر در ۵ ثانیه اول دقیقاً به چه چیزهایی نگاه میکند؟
کاربر وقتی وارد سایت میشود، مثل کسی نیست که کتاب باز کرده باشد. او دنبال معنا میگردد، نه متن. چشم و مغز با هم کار میکنند تا خیلی سریع تصمیم بگیرند این صفحه ارزش ادامهدادن دارد یا نه.
اولین چیزی که کاربر میبیند، نه متن است و نه دکمه؛ کلیت صفحه است. یعنی نظم یا بینظمی، خلوت یا شلوغی، و حس کلی فضا. اگر این تصویر کلی آشفته باشد، کاربر حتی وارد مرحله بعدی هم نمیشود.
ترتیب نگاه چشم کاربر (Visual Hierarchy واقعی)
برخلاف تصور رایج، کاربر از بالا به پایین نمیخواند. نگاه او معمولاً این مسیر را طی میکند:
نقطه کانونی اصلی
این معمولاً بزرگترین یا پرکنتراستترین المان صفحه است. تیتر اصلی، تصویر هدر یا یک پیام مرکزی. اگر این نقطه نتواند سریع بگوید «اینجا کجاست»، کاربر گیج میشود.
تیتر یا جمله توضیحدهنده
بعد از دیدن نقطه کانونی، مغز دنبال تأیید میگردد. یعنی میخواهد مطمئن شود برداشت اولیهاش درست بوده. اگر تیتر مبهم یا شعاری باشد، این تأیید اتفاق نمیافتد.
نشانههای اعتماد
لوگو، حس حرفهای فونت، فاصلهها، رنگها و حتی کیفیت عکسها در همین چند ثانیه بررسی میشوند. کاربر بهصورت ناخودآگاه میپرسد: «این سایت واقعی و قابل اعتماد است یا نه؟»
مسیر بعدی
در نهایت چشم دنبال این میگردد که «حالا باید چکار کنم؟» اگر مسیر بعدی مشخص نباشد، حتی سایت خوب هم کاربر را از دست میدهد.
اشتباه رایج: فکر میکنیم کاربر متن را میخواند
بیشتر کاربران در ۵ ثانیه اول:
-
متن را نمیخوانند
-
پاراگرافها را نمیبینند
-
جزئیات را پردازش نمیکنند
آنها فقط تیترها، اندازهها، فاصلهها و تضادها را میبینند. اگر پیام اصلی در این اسکن سریع منتقل نشود، محتوای عالی شما هرگز خوانده نمیشود.
نقش تیتر اصلی در قضاوت ۵ ثانیهای
تیتر اصلی مهمترین عنصر صفحه است، اما نه به این دلیل که زیباست. به این دلیل که باید ابهام را حذف کند.
تیتر خوب در ۵ ثانیه اول:
-
مشخص میکند سایت دقیقاً چه کاری میکند
-
مخاطب را واضح خطاب قرار میدهد
-
از کلمات عمومی و مبهم فرار میکند
تیترهایی که شبیه شعارند، معمولاً شکست میخورند چون مغز کاربر نمیتواند آنها را سریع ترجمه کند.
تصویر هدر؛ کمک یا مانع؟
تصویر هدر اگر صرفاً تزئینی باشد، کاربر را عقب میاندازد. اما اگر:
-
مرتبط با موضوع باشد
-
پیام را تقویت کند
-
شلوغ و استوک نباشد
میتواند قضاوت اولیه را به نفع شما تغییر دهد.
کاربر بیحوصله حوصله رمزگشایی تصویر را ندارد. اگر تصویر نیاز به توضیح دارد، یعنی انتخاب بدی بوده.
چرا شلوغی در ۵ ثانیه اول کشنده است؟
هر المان اضافی، یک تصمیم اضافی به مغز تحمیل میکند. مغز کاربر بیحوصله از تصمیم بیزار است. اگر مجبور شود:
-
انتخاب کند
-
حدس بزند
-
یا فکر کند
جمعبندی نهایی؛ ۵ ثانیه اول، دادگاه بیرحم سایت شماست
کاربر بیحوصله قرار نیست به شما فرصت بده خودتان را توضیح دهید.
او وارد سایت میشود، نگاه میکند، قضاوت میکند و تصمیم میگیرد. این تصمیم نه منطقی است، نه منصفانه، اما واقعی است.
در این ۵ ثانیه:
کاربر دنبال زیبایی خاص نیست
دنبال خلاقیت پیچیده نیست
دنبال داستان برند نیست
دنبال این است که بفهمد:
آیا این سایت مشکل من را میفهمد؟
آیا به نظر قابل اعتماد میآید؟
آیا ماندن در آن ارزش دارد یا نه؟
اگر پاسخ این سؤالها سریع و واضح نباشد، هیچ شانس دومی وجود ندارد.
طراحی برای کاربر بیحوصله یعنی حذف، نه اضافهکردن
بیشتر سایتها شکست میخورند چون:
-
بیشازحد توضیح میدهند
-
بیشازحد المان دارند
-
بیشازحد میخواهند همه را راضی کنند
در حالی که طراحی مؤثر یعنی:
کمکردن انتخابها
کمکردن پیامها
کمکردن شلوغی
و تمرکز روی یک چیز:
انتقال سریع معنا.
اگر کاربر مجبور به فکر کردن شود، شما باختهاید
این جمله شاید تلخ باشد، اما دقیق است.
هر جا که کاربر مجبور شود حدس بزند:
-
این سایت دقیقاً چیکار میکند
-
این دکمه مرا کجا میبرد
-
این صفحه برای من هست یا نه
همانجا تصمیم خروج گرفته میشود.
طراحی خوب، کاربر را مجبور به فکر کردن نمیکند؛ مسیر را برایش هموار میکند.
۵ ثانیه اول، جای اثبات نیست؛ جای وضوح است
خیلی از برندها میخواهند در همان صفحه اول:
-
حرفهای بودنشان را ثابت کنند
-
متفاوت بودنشان را نشان دهند
-
همه مزیتها را بگویند
اینها اشتباه نیستند، فقط زود هستند.
در ۵ ثانیه اول، فقط یک کار باید انجام شود:
کاربر بفهمد این سایت به دردش میخورد یا نه.
اگر این اتفاق افتاد، بقیه فرصتها بعداً میآیند.
چکلیست نهایی طراحی برای قضاوت ۵ ثانیهای
اگر بخواهی خیلی سریع سایتت را تست کنی، این سؤالها را از خودت بپرس:
وقتی صفحه اول لود میشود، آیا در یک نگاه مشخص است سایت درباره چیست؟
آیا تیتر اصلی بدون توضیح اضافه قابل فهم است؟
آیا فقط یک پیام و یک مسیر اصلی وجود دارد؟
آیا طراحی حس نظم، اعتماد و حرفهای بودن میدهد؟
آیا کاربر میفهمد قدم بعدی چیست؟
آیا چیزی هست که اگر حذف شود، صفحه واضحتر شود؟
اگر حتی به یکی از اینها جواب «نه» دادی، احتمالاً کاربر بیحوصله هم همان تصمیم را میگیرد.
حرف آخر
کاربر بیحوصله مشکل نیست؛ واقعیت است.
طراحی سایت امروز یعنی پذیرش این واقعیت، نه جنگیدن با آن.
سایتی که در ۵ ثانیه اول:
واضح باشد
صادق باشد
و مسیر را نشان دهد
لازم نیست فریاد بزند، لازم نیست اغراق کند، لازم نیست پیچیده باشد.
فقط کافی است فهمیده شود.





